X
تبلیغات
مادرانه
می نویسم . برای خودم برای تو برای خدا ...
سلام

یه آموزشگاه خصوصی هنر برای خودم راه انداختم

توحید و پیش خودم نگه میدارم

راستی توحید یه جورایی شروع به حرف زدن کرده

مثل بچه های دوساله ۳۰ تا کلمه رو تقریبا بازگو میکنه و خیلی مبهم و بیشتر هر وقت مایل باشه

ولی برای ما خیلی خوشحال کننده است

یکی از نذرهامو ادا کردم

رژیم شیر و گندم براش گرفتیم

یعنی سه هفته است لبنیات نمیخوره و از عرق گیاهی ژنگو برای تقویت حافظه کوتاه مدت استفاده میکنیم

راستی شعرهایی مثل عموزنجیرباف و ببیی میگه به به رو هم جواب میده

یاعلی

 


برچسب‌ها: اوتیسم
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1392ساعت 15:40  توسط مامان 

سلام به دوستان خوبی که با نظراتشون به من امید و انگیزه میدن

یه نظر خوبی راجب نظر و اسم و این حرفها بود

به کسی نگفتم تو خانواده ولی نظر کردم اگه زودتر شفا پیدا کنه اسمش رو عوض کنم و امیرعباس بذارم

ولی حتما این که گفتین رو امتحان میکنم . امید به خدا

خبر جدید اینکه توحید حروف الفبا رو یادگرفته . با لبتاب عمو فردوس . نه که بتونه استفاده کنه ولی میشناسه و سوالهای دستگاه رو درست جواب میده و کتاب جدید عمو فردوس حاجیان رو هم به سرعت یاد گرفت 

فکر میکنم بشه به همین روش خیلی چیزها یادش داد

حرکات کلیشه ای تغییر میکنن و کم و زیاد میشن ولی همیشه هستن

روانپزشک داروهاش رو بیشتر کرد

بعضی مواقع که بلند بهش سلام میکنم تو چشمم نگاه میکنه و سلام میگه ! با لحن خودش میگه الللام

همیشگی نیست البته

و میدونم متوجه چیزهایی که میگه نیست 

زبان فارسی براش مادری نیست همون طور که بقیه انگلیسی یاد میگیرن باید فارسی یادش بدیم

با سرعت خیلی کم

یاد میگیره و فراموش میکنه و چند وقت بعد یکدفعه یادش میاد

یه کلیشه یاد گرفته با خودش میگه : الو ... اللللام (سلام) ... اوبی؟ (خوبی)

بردمش دکتر طب سنتی : عرق زنگو و ترکیب 8 گیاه آرامبخش داده بهش میدم میخوره 

ولی همون حرفهای روانپزشکو میگه

که تا 5 سالگی تلاش مداوم من و پدرش باید باشه و باید باهاش خیلی کلنجار بریم و احتمالا تا اون موقع نتیجه خاصی هم نمیگیریم و نباید توقع بچه های هم سنش رو داشته باشیم

ولی برای بعد 5 سالگی تا سن بلوغ امیدهای خوبی داد و پیش بینی کرد که بعد از بلوغ توحید خودش به بیماری غالب میشه و عقب موندگی هارو جبران میکنه و ....

خانواده های محترم

از هر 150 بچه یکی اوتیسم داره و وارد شدن پلاستیک به غذا از عوامل گسترش سریع اوتیسمه

مواد پلاستیکی رو از آشپزخونه و مخصوصا مواد غذایی گرم جمع کنید

برامون دعا کنید


برچسب‌ها: اوتیسم
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1392ساعت 19:30  توسط مامان  | 

خیلی خوب این خیلی مهمه

من عوارض توحید پسر اوتیستیک خودم رو مینویسم . گفتم هیچ دوتایی مثل هم نیستند:

پسرما از لحظه اول تولد خیلی نگاه میکرد و به نظر میامد همه چیز رو میبینه در حالی که نوزادان تا چند ساعت اول تقریبا کور هستند

پسر ما اصلا نمیخوابید تا دوماه

بله تقریبا اصلا نمیخوابید

فقط چرت های سبک  و کوتاه و در آغوش مادر و متصل به سینه مادر

توحید خیلی گریه میکرد و گریه هاش خیلی زود به جیغ های دردناک و غیر قابل تحمل و طولانی تبدیل میشد

از لباس پوشیدن رنج میبرد و از نوازش  درد میکشید و حالا میدونم به علت نا متعادل بودن حس لامسه این طور بوده

از صداهایی مثل همهمه و خندین افراد یا لی لی لی لی عروسی وحشت داشت

از حرارت و زمین خوردن به شدت دوری میکنه و هنوز هم همین طوره

با فضا خیلی ارتباط برقرار میکنه تا دوسالگی خونه های جدید و مکان های جدید اونو به وحشت مینداخت

مهمترین بازیش بازی با سایه و نوره

حرکات کلیشه ایش از حدود دوسالگی شروع شد و تا سه ماه پیش که هنوز دارو مصرف نمیکرد به اوج خودش رسیده بود

دست هاش رو تکون میده مدام دست میزنه و انگار در چشمهاش خارشی پایان ناپذیر داشته باشه مدام به اطراف نگاه میکنه و با چشمهاش بازی میکنه یا چیزی رو جلوی چشمهاش حرکت میده

تمام مدت بیدارش همین طوره مگر مواقعی که با موبایل یا کامپیوتر یا تبلت و از این قبیل بازی میکنه که در این چیزها در حد نبوغ وارده

عاشق تلوزیونه

و فقط برنامه های تکراری که بیش تر از صدبار دیده باشه مثل پیامهای بازرگانی

حرف نمیزنه و از کلماتی که بلده استفاده نمیکنه و هیچ جوردیگه هم نیازهاشو به ما نمیفهمونه

مثل بچه یک ساله تر و خشکش میکنیم

بازهم هست

تا بعد

شمارو به خدا هواستون به بچه هاتون باشه و زودتر متوجه مشکلاتشون بشید

 


برچسب‌ها: اوتیسم
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1392ساعت 17:54  توسط مامان  | 

سلام

راجب اوتیسم حرف و حدیث زیاده 

اول نظرات  مطرح تر رو میگم و بعد برداشت خودم از هرچیز که خوندم و شنیدم دیدم

اوتیسم یعنی در خود ماندگی

تا قبل از سه سالگی بروز پیدا میکنه

آسیب مغزی در دوران جنینی به علت وراثتی

ژنش به تازگی توسط یک دکتر ایرانی در نروژ پیدا شده ولی دارو و درمان یا راه پیشگیری نه

میگن دکتر چند بار در سال ایران میاد و روی بچه های ایرانی آزمایش میکنه

یه دکتر دیگه ای هم هست که تونسته ژن بوجود آورنده اوتیسم رو در جنین از بین ببره و کودک سالم بدون هیچ نوع اوتیسم بوجود بیاره

این ها همه در حد آزمایش و تحقیقاته و به نسل بچه های ما نمیرسه احتمالا

اوتیسم یک طیف گسترده است و این طور که من فهمیدم به تعداد بچه های درگیر انواع داره . یعنی هیچ دوتاشون عین هم نیستند

پس نه میتونیم بفهمیم که پسرمون دقیقا چقدر مشگل داره و چجور مشکلاتی داره و نه میتونیم  آینده اش رو پیش بینی کنیم

بقیه رو در ادامه مطلب مینویسم که خیلی صفحه طولانی نشه

 


برچسب‌ها: اوتیسم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1392ساعت 17:32  توسط مامان  | 

سلام

بیشتر از سه سال از شروع نوشتن این وبلاگ میگذره 

چه زود گذشت....!

مثل این که چندتا خواننده پیدا کرده

سلام میکنم به عزیزانی که منو تشویق به نوشتن کردند

یه مقاله خوندم تو روزنامه که آدمهای وبلاگ نویس که فکر میکنن افکار شخصی و وقایع روزمره زندگیشون برای بقیه جالبه دچار خودشیفتگی هستند . پس منم تصمیم گرفتم از این چیزها کمتر بنویسم و ادامه راه رو با هدف شناسوندن بیماری اتیسم که بزرگترین دغدغه زندگیمه به خوانندگان محترم بگذرونم

برای شفای همه بچه های بیمار صلوات

والسلام

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1392ساعت 21:11  توسط مامان  | 

سلام

یه امیدهایی داریم

نزدیک دوماهه داریم روی بچه کار میکنیم

هزینه ها بالاست

پیشرفت خیلی کنده

تو بعضی موارد حسابی عقب افتاده از هم سنهاش

داره سه سالش میشه ولی تازه داره یاد میگیره چیزی رو بگیره و بده

رنگ هارو تشخیص نمیده

تقریبا حرف نمیزنه

کمتر به چشمهام نگاه میکنه

دور خودش میچرخه

دور هر چیزی میچرخه

با تلوزیون جادو میشه

حالت تهوعش کمتر شده

دیکه درها رو محکم به هم نمیکوبه

شیفته موسیقی و نقاشیه

بی جهت می خنده

خوابیدنش خیلی بهتر شده

به نظرم میاد تمایل به  پرخاشگری پیدا کرده

گاهی حمله میکنه

یه کتابی دارم میخونم که باعث شده بیشتر بشناسمش و بیشتر تحمل کنم

فکرمیکنم خدا از روی لطف این مشکل رو برام ایجاد کرده که فرصتی برای ارتقا داشته باشم

در لطف خدا شک ندارم

ولی امیدم به آینده اینه که بتونم یه بچه سالم داشته باشم

اگر جونی بمونه برام

با توحید کم میارم- ولی از پا نمی افتم

فقط به لطف خدا

بگذریم . شنیدم اصلاح طلب ها می خوان از روحانی به عنوان پل استفاده کنن که در چهارسال بعدی به حکومت خالص اصلاح طلبی برسن

دعا میکنم شخص روحانی هشیارباشن و در همچین تله ای نیافتن

دعا میکنم اهل کوفه نباشیم






برچسب‌ها: اوتیسم
+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1392ساعت 2:56  توسط مامان  | 

عید شعبان مبارک

راجب اوتیسم

فهمیدم که پسرم مدل خفیفش رو داره

فهمیدم قابل آموزش و بهبوده

و اصولا اون هیولایی که ترجمه های کهنه و تاریخ گذشته فارسی معرفی میکنند نیست

ولی هنوز خیلی دل شکسته ام

البته شاکر و شاد

راجب روحانی

اول فکر می کردم مردم ایران رسما گند زدند

الان به آینده امیدوارم

خوشم میاد نمیذاره اصلاح طلبهای تندرو و منحرف بهش بچسبن

گیرم که من کلا خطم خط آقاست

آقا بگه حمایت ما حمایت میکنیم و جناح و این حرفها رو میریزیم دور

راجب درس و دانشگاه

فعلا مالیده!!!!

راجب هنر

فعلا نقاشی درس میدم به بجه ها اونم با روش نیم کره راست مغز


برچسب‌ها: اوتیسم, روحانی
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1392ساعت 23:56  توسط مامان  | 

به نام خدا

سه روزه مشهد هستیم

آمدیم برای زیارت برای شفا برای امید

البته تفریح و خوشگذرونی و یه آب و هوایی عوض کردیم

روزهای سختی در پیش داریم

شنبه ام آر آی از سر پسر کوچولوم میگیرن

و اولین جلسه کاردرمانی هم هست که باید تهران بریم

بی اندازه احساس حقارت و ... له شدم کلا

خسرالدنیا والآخره

حتا در خوش ترین لحظه ها این جملات در گوش ذهنم تکرار میشه

هیجی ازم نمونده خدایا ـ خوب زندگی نکردم - مدام آرزوهامو از دست دادم رویاهام خراب شد

نه شغلی نه تحصیلات دلخواهی نه بیمه ای نه مقامی نه شان اجتماعی نه پول نه پس انداز

نه ازدواج خوبی - نه خاطرات جوونی شادی - نه همسر ایده آلی - نه زندگی مرفهی

نه دین داری نه پاکدامنی نه نمازی که بهش تکیه کنم نه ولایتمداری که بهش امید ببندم فردای قیامت

حالا یه بچه مریض با این مریضی کوفتی عجیب و غریب که نه درمانی داره و نه راه چاره

نه میتونم امید داشته باشم که بتونم دوباره بچه دار بشم که امیدی به فرداها ته قلبم بمونه برام

یه بچه سالم میتونست تمام دارایی من از این دنیای پرشر و شور باشه

که نیست

که ندارم

۲۹ سالمه

تمام جوونیم تباه شد و حالا میانسالی و پیری یر رنج و غمی در راه و بعد آتش جهنم

البته البته البته

به خدا ایمان دارم که قبل تر ها بارها بر من لطف کرده و معجزاتش رو به رخم کشیده

به خدا ایمان دارم

به دعای مادرم

به شفا ایمان دارم که خودم قبل تر مشمول این عنایت شدم

به توبه امید دارم که بارها من رو از پرتگاه هلاکت بار گناه بیرون کشیده

و به بخشش حق و به وساطت ائمه و پدر پیامبر دل بستم

برام دعا کنید ریشه افسردگی و نا امیدی رو که اصرار داره من رو تصاحب کنه در این روزهای سخت در دلم بخشکونم

حرفی هست این روزها جرات گفتنش رو ندارم و شهامت فکر کردن بهش رو ندارم

بعضی از بچه های اوتیسم در اثر مسمومیت سرب از بین میرن

جواب آزمایش توحید من تا آخر خرداد میاد

دعا کنید این گل بیمار برام بمونه

دعا کنید گلم پرپر نشه

میدونم اگر در تقدیرش شفا باشه امام زمانم خودش برام شفا میگیره

نه که من عددی باشم

امام من خیلی بزرگواره

البته اگر در صلاح کار ما باشه

اگر خدا بخواد

یا علی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1392ساعت 10:40  توسط مامان  | 

سلام

یک کلام

اوتیسسسسسسسسسسسسسسسم

سایه شومش روی سر پسرم

خانواده ام

تو رو به خدا اگر چیزی میدونی راهنماییم کن

از جنینیش با عشق اینجا مطلب نوشتم

حالا میگن اوتیسم داره

خدایا

به داده و نداده ات شکر


برچسب‌ها: اوتیسم
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1392ساعت 21:31  توسط مامان  | 

سلام

مرخصی گرفتم

از دانشگاه

پسره نذاشت برم

تا دلت بخواد خرابم

بعید میدونم بتونم درسمو ادامه بدم

اگر تا حالا شده همه آرزوهاتو بدن دستت و یهو ازت بگیرن میتونی منو درک کنی

یا علی

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392ساعت 22:54  توسط مامان  |